محمد ابراهيم آيتى

312

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

پيشنهاد أنصار أنصار به رسول خدا - صلى اللّه عليه و آله - گفتند : از يهوديان هم پيمان خود كمك نخواهيم ؟ گفت : نيازى به ايشان نداريم . و به روايت طبقات : در « شيخان » كه دو برج بود ، داد و فريادى شنيد و پرسيد كه : اين داد و فرياد چيست ؟ گفتند : يهوديان هم پيمان « عبد اللّه بن أبيّ » . فرمود : در جنگ با مشركان از مشركان كمك نخواهيد . رسول خدا در شيخان در اين منزل بود كه رسول خدا در بازديد سپاهيان ، پسران كمتر از 15 سال يعنى : « أسامة بن زيد » ، « عبد اللّه بن عمر » ، « زيد بن ثابت » ( از بنى مالك بن نجّار ) ، « براء بن عازب » ( از بنى حارثه ) ، « عمرو بن حزم » ( از بنى مالك بن نجّار ) ، « أسيد بن ظهير » ( از بنى حارثه ) ، « عرابة بن أوس » ، « زيد بن أرقم » ، « نعمان - بن بشير » ، « سعد بن حبته » و « أبو سعيد خدرى » [ 1 ] را به مدينه بازگرداند و در « خندق » كه پانزده‌ساله بودند آنها را اجازهء شركت در جنگ داد . « سمرة بن جندب فزارى » و « رافع بن خديج » ( از بنى حارثه ) را نيز با آن كه پانزده‌ساله بودند دستور بازگشتن داد ، اما چون گفتند كه : « رافع » تيرانداز خوبى است ، او را اجازه داد و چون گفته شد كه : « سمره » مىتواند با « رافع كشتى بگيرد و او را به زمين بزند ، او را نيز اجازهء شركت فرمود . شب شنبه آفتاب روز جمعه غروب كرد و بلال اذان گفت و رسول خدا نماز را با اصحاب خود

--> [ 1 ] - ر . ك : جوامع السيره ، ص 159 .